من که گفتم اين بهار افسردني است / من که گفتم اين پرستو مردني است
من که گفتم اي دل بي بند و بار / عشق يعني رنج ، يعني انتظار
آه عجب کاري به دستم داد دل / هم شکست و هم شکستم داد دل . . .
جایی خواندم كه می گفت:
برای كسی بمیركه برات تب كند...
من برات تب نكرده ام
اما تو دیگر برایم مرده ای...
فرياد من از داغ توست بيهوده خاموشم نکن
حالا که يادت ميکنم ديگر فراموشم نکن
شرط دل دادن دل گرفتنه وگرنه يکي بي دل ميشه و يکي دو دل !
نظرات شما عزیزان:
|